! منتظر امام زمان نباشید !

لطفا تا لود شدن فیلم صبر کنید









دانلود فیلم با حجم 9مگابایت

حقیقتِ من !

من حاصل فراموشی تمام خواسته هایم هستم .
اتاقی در دل دارم، که پر است از آنچه می خواستم و نشد .
هر بار کلید آن را یکی میگرفت و چیزی در آن میگذاشت .
غریبه و آشنا ...

اشکال من این بود که،
دلم نمیخواست اتاق ناکامی های دل کسی پر بشود به دست من !
پس،
گذشتم، گذشتم، گذشتم،
ولی کسی گذشت نکرد .

عادت کرده ام به خودسوزی،
چون سوزاندن دیگران مرا بیشتر میرنجاند .

چقدر نمای زشتی دارد، اتاق ناکامی هایم ...
درش باز است،
چون رفت و آمد به آن خیلی زیاد است و هر چند وقت یکبار، چیزی جدید را با دستان خودم و کمک دیگران در آن میگذارم ....

همین می شود که به زندگی بدبینم ...
گاهی کبریت به دست میگیرم و میخواهم بسوزانم هر که جلو آمد،
ولی،
من اهل این درست شدن ها نیستم !!

کلاغم من ...

همیشه بالمو چیدن، بهم امّید میدن
میگن بهار تو راهه، ولی من رو ندیدن

من اون پائیزیم امروز، که از شادی گریزونم
من از گرما خستم، من سرما رو دوس دارم

پرام رنگش سیاهه، مگه رنگه سیاه چه عیبی داره
میخوان از من یه طاووسی بسازن، که دیگه از خودش رنگی نداره !

نرم افزار قرآنی المبین ( Win XP - WIN7 )


این نرم افزار شامل :


- متن کامل آیات قرآن
- دو ترجمه آیت الله مکارم شیرازی و محمد مهدی فولادوند
- دو تفسیر نمونه (آیت الله مکارم شیرازی) و المیزان (علامه طباطبایی)
- امکان جستجو در متن قرآن و ترجمه و تفکیک موضوعی آیات ...

- همچنین در این نرم افزار کتابهای ارزشمند "اصول کافی"، "نهج البلاغه"، "مفاتیح الجنان"، "صحیفه سجادیه"، "معراج السعاده" ملا احمد نراقی، "دریای عرفان" هادی هاشمیان، "نشان از بی نشان ها" شیخ حسنعلی اصفهانی(ره)، "طعم خوب بندگی"، "نور فاطمه" حاج عبدالامير حويزاوى، "حلیه المتقین" علامه مجلسی، "حکایت های گلستان سعدی"، "المراجعات 1" سيد عبدالحسين شرف الدين، "توحید مفضل" مفضل بن عمر-ترجمه علامه مجلسى، "سیمای نماز" حسین انصاریان، "داستان های بحارالانوار"، "نماز و اقامه در اسلام" موسی خسروی،

همگی به همراه ترجمه گنجانده شده است .


این نرم افزار با حجم مناسب 30 مگابایت، و بدون نیاز به نصب است .
فقط کافیست فایل را بوسیله ی نرم افزار Winrar از حالت فشرده خارج کنید و فایل اجرایی ALMOBIN را اجرا کنید .


تصویر نمونه از نرم افزار :              Click on thumbnail to enlarge.

>>دانلود نرم افزار قرآنی المبین 3 از سرور پیکوفایل<< با حجم 30مگابایت

مرگ پاکی ها ...

بچه در اتاق بود .
هنوز مدرسه نمیرفت .
نه الف بلد بود و نه ب !
نه آب میدانست که چیست، نه تشنگی .
فقط گریه میکرد و طلب چیزی میکرد .
نمیدانست چیست .

آب در اتاق نبود .
ظرفی از سم مایع برای گلها اما،
در گوشه ی اتاق جا مانده بود .

بچه دستش به آن رسید .
آن را برداشت و سر کشید .
نه گریه ای و نه صدایی .

بچه بیهوش شد، و مرد .

و امروز،
چون آب پاک در دسترسمان نیست،
به سراغ سم ها می رویم،
می نوشیم و می نوشیم،
و فقط فکرمان مسموم تر می شود ...

میراث ...

نگاهی به خودم، مرا سخت می ترسانَد .
ساده از خودم می گذرم،
که بها دادن به من، خودخواهیست و خطا .
بغضی نیست،
آهی است که در غبار روزمرگی ها، گم می شود .

تنها ماندن،
انتخاب من نیست، اما،
زندگی با ترس، شک،
یا خودخواهی هم، میل من نیست .

روزای خوبی پشت این روزای من نیست ...
میراث من از زندگی، چه خواهد بود ؟

بیچاره توپ پینگ پنگ،
که اگر میلی به ادامه هم نداشته باشد،
توی سرش می زنند و مجبور است ادامه بدهد !

ما هم انگار، بی اختیار رانده می شویم،
گاهی حتی نمیفهمیم به کدام انگیزه،
اما ادامه میدهیم و لبخند روی لبمان است .
و باز در خلوت که با خودمان صادقیم،
دلیلی برای ادامه وجود ندارد !

هرکسی گم شده ای دارد،
و گم شده ی من خودم هستم،
که شاید وجود آینه ای در زندگیم،
مرا به خودم برساند .

چقدر آسان آینه ها میشکنند امروز،
چون،
خودِ گرگمان را در آن میبینیم و طاقت دیدارش نیست .

سفر عشق است،
اگر "سفر" باشد .
باید از خود سفر کرد،
و به خود رسید .

با یک همسفر .

همسفر من ؟
امروز من تنها،
بی آینه،
با شک و ترس،
با نفرت بی پایان از خودخواهی،
تنهای تنها نشستم .

سمت آینه ها نمیروم،
مبادا خودِ غیر واقعی ام را نشانم دهند،
و در خود بشکنم !

تا کی ؟
به خود زنی راضی شده ام،
بیا و خودم را نشانم بده،
بیا و بگو که روزهای خوبی هست که هنوز نیامده ...

بیا،
بیا که پای آمدن من، می لرزد .

مرور

یادمه،
یه روزی تصمیم گرفتم که کارشناسی رو همون ترم یک رها کنم و انصراف بدم .
اینکارو کردم،
با این هدف که رشته ای مرتبط با هنر و بخصوص فیلمسازی رو انتخاب کنم .
اما مانعی به اسم خدمت سربازی پیش روم بود .

پس انصراف دادم،
دفترچه پست کردم،
و رفتم خدمت .

91/02/02 بود .

و امروز،
یعنی دقیقا یک روز بعد از 92/09/02 ، که خدمت من به پایان رسید، یعنی بعد از 19ماه خدمت،
من به اولین جلسه کلاسهای 15ماهه ی فیلمسازی رفتم .

و این یعنی ،
برخلاف خیلی چیزهای دیگه،
یه چیزایی هنوز داره خوب و درست و رو برنامه پیش میره .

روزگاری، پنجره ی برکت رو با دستای خودم به زندگیم باز کردم،
ولی زود دوباره بستمش !
این تصمیم تو همون 3ماه پر برکت گرفته شد،
و با اینکه اون پنجره بستست، اما شعاعی از نور از اون پنجره ی بسته هنوز داره به زندگیم می تابه انگار ...

و من،
ابتدای جاده ای پر پیچ و خم دیگرم ...