زنبور عسل ...

شاید دو روز پیش بود !
وقتی اومدم خونه, دیدم یه زنبور عسل روی چادر ماشین تو حیاط نشسته !
گفتم سوژه ی قشنگیه واسه عکس . با گوشی چند تا عکس ازش گرفتم, و گذشت .
اما امروز, دوباره .........

شاید دو روز پیش بود !
وقتی اومدم خونه, دیدم یه زنبور عسل روی چادر ماشین تو حیاط نشسته !
گفتم سوژه ی قشنگیه واسه عکس . با گوشی چند تا عکس ازش گرفتم, و گذشت .
اما امروز, دوباره .........

به شدت افسرده می شوم .
یا آنچه که باید بود, بودن,
مسئله اینست !
متن آهنگ در ادامه مطلب
_____________________
پ.ن :
از قدیم ندیما این کار هیچکس رو دوس داشتم,
الان بیشتر ...
من بعد از شنیدن این ترانه,
این ترانه ی "ابی" برام تداعی شد :
وقتی که من عاشق میشم, دنیا برام رنگ دیگست, صبح خروس خونش برام انگار یه آهنگ دیگست,چه فرشی باشد و چه عرشی,
فقط "عشق" باشد .
و انسانه امروز, از همیشه غیر متمدنانه تر رفتار میکند .
فقط چند نفر هستند که قابل اطمینان اند,
که آنها روبروی ما هستند,
پشت شیشه های کثیف,
برف پاک کن ها آلودگی را بیشتر میکنند,
و ما همچنان در ماشین زمان, به جلو میرویم,
جلو رفتنی که عین عقب گرد است !!
هرچه پیش میرویم, از آنان که قابل اطمینان اند, دورتر میشویم,
اما, شگفت اینکه, آنها به ما نزدیک تر می شوند ...
سال های قبل را یادش بخیر,
در آن سالها چهار فصل داشتیم,
ولی امسال,
شاید تک فصل باشد !
جمعه ها یکی پس از دیگری می آیند و می روند و کسی از پشت این شیشه های کثیف دیده نمیشود !
دست هایی دوباره به سمت آسمان بلند میشود,
و دست هایی خسته از دعا, سر به زیر می اندازند,
اینکه در لحظه ی فصل نو, نگاهمان به زیر است یا به آسمان,
فقط خدا می داند .
شاید رفتیم,
شاید ماندیم,
و فقط میدانم, هر چه در دل داریم, همان حسه لحظه ی نوروز است ....
چه باشیم, چه نباشیم .
چنانکه قرآن از قول ابليس نقل مى کند: قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِينَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ : به عزتت سوگند که همه آنها را جز بندگان مخلَصت گمراه خواهم کرد! (سوره ص آيات 83-82).
اين جمله که مکرر در آيات قرآن آمده عظمت مقام مخلَصين را روشن مى سازد ......این خواب, دیگه واقعا سینمایی بود !!
............................
خدا گوسفندان را بیشتر دوست دارد یا گرگ ها را ؟
گوسفند باشیم یا گرگ ؟
شاید بگویید, باید گوسفندی باشیم که علف بخوریم, شاخی برای زدن داشته باشیم و دندانهای گرگ را داشته باشیم تا بدریم و دریده نشویم !
انسان مجموعه ای از گرگ ها و گوسفندهاست,
اما نه همه ی انسان ها,
بعضی ها کاملا گرگ شده اند و بعضی ها کاملا گوسفند !
اما, باید چه بود ؟
انسان بودن بین گوسفندان انسان بودن است ؟
انسان بودن بین گرگ ها انسان بودن است ؟
باید چه بود ؟
به خدایت قسم,
از شهادتت می ترسم .
__________________
با همه ی غرور پوشالی ام,
گاه,
احساس میکنم که حقیقتا لایق خاک شدنم,
دربرابر این نظم و ساز و کاری که خدایی که نشناختم قرار داده است .
_________________________________________________
«در آن روز زمين از وقايع و سرگذشتهائي كه بر آن رفته است گفتگو ميكند.» از وقايع پيامبران و امّتها و كشمكش دولتها و جماعتها و حزبها و از جريانات عمومي و خصوصي افراد سخن به ميان ميآورد.
_______________________________________________________________________