دکتر شریعتی - "سلمان پاک"

اسپنسر، مردم‌شناس معروف می‌گوید: اقوام بدوی ادراکاتی دارند که ما از آن‌ها محرومیم. یک روز در جزیره‌ای که اولین اروپایی پا بدان جا نهاده بود من بودم و برای تحقیق حضور داشتم، خدمتکار بومی من آمد و در برابرم زانو زد و خبر فوت مادرم را به من داد و تسلیت گفت. من یکه‌ای خوردم ولی بلافاصله ملتفت شدم که چنین چیزی غیر ممکن است، زیرا تنها ارتباط این جزیره به خارج‌‌ همان قایق موتوری است که هفته‌ای یک بار می‌آید و مایحتاج مرا می‌آورد و نامه‌های مرا می‌دهد و می‌گیرد، و این بومی نه سواد دارد و زبان دیگری را می‌فهمد، و نه با دنیای خارج، آن هم ملت و خانواده من ارتباط دارد. چند روز بعد، در میان نامه‌هایی که قایق مخصوص من آورده بود، تلگرافی بود که خبر مرگ مادرم را در‌‌ همان روز که خدمتکارم اعلام کرده بود اطلاع می‌داد.

گسترش وسیع ادراک عقلی در تمدن پیچیده و فشرده ی کنونی جا را برای نمو و فعالیت ادراک غیر عقلی انسان که به شهادتِ تاریخِ علم، و سرگذشتِ افکار و عقاید گذشته قدرت فراوانی داشته است، تنگ کرده، و انسان امروز با دور شدن از طبیعت و اعتزال در حصارهای زخیم و بلند صنعت، علم و روابط پیچیده و سردرگم اجتماعی و تقسیمِ بیمارگونه و صرع آورِ کار، و انحصار فعالیتهای معنوی به قوای دماغی، استعدادی را که در درک و فهم یک نوع از مفاهیم و معانی خاص داشته است، از دست داده و یا لااقل در او بسیار ضعیف گشته است .

بنا به اصطلاح دانیل پالس فرانسوی، صاحب آن جمله ی سخت زیبا و جاندار، روشنفکران کسانی اند که فطرت را از دست داده اند، بی آنکه بتوانند شعور را جانشین آن کنند .

خیلی نیمه روشنفکرانه خواهد بود اگر بدون اطلاع کافی و بررسی عمیقانه، تنها با شانه بالا انداختن و خم احمقانه به ابرو دادن همه ی عقاید و تجربیات غیر علمی قدما و کلیه آثار شگفت انگیز و اسرار آمیزی را که به نام "علوم غریبه" وجود دارد به دور اندازیم و بدان نیندیشیم .

>> دانلود مقدمه "صوتی" کتاب سلمانِ پاک <<

( این متن از "11:27 تا "14:24 در مقدمه صوتی آمده است )

The Lost Child - Anathema 2012


گاهی در فضای خالی دنیای تو، این فقط طنین موسیقیست که می تواند لحظه ای دلت را بلرزاند !


متن، ترجمه و دانلود آهنگ The Lost child از Anathema در ادامه مطلب ...


ادامه نوشته

جبران خلیل جبران - مترسک

از مترسکی پرسیدم : هنوز از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشدی ؟

پاسخ داد : در ترساندن دیگران، برای من لذت به یاد ماندنی است .
پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم!

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم : راست گفتی . من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم .

گفت : تو اشتباه می کنی !
زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد !

شفا

چقدر وصلت زیباست و زندگیِ من زشت .
چقدر تلاش ستودنی و من تنفر برانگیز .
چقدر ناامیدی من دروغ و چه حقیقت نابیست طلوع .
چقدر هر روز آب مسیرش را در رودخانه ها انتخاب میکند،
و من،
آب راکد و گندیده ای شده ام که هرچه آلودگیست ذره ذره در من رشد می کند .

دیرزمانیست که افق ها را ندیده ام،
و نگاهم خیره به راههای پیموده شده است .

زخمهایی که دیده نمیشوند، عفونتشان عمیقتر است،
روح زخمی ام را طبیبی نیست،
هرچه میسازم، زود فرو میریزد .

آینه ها کدر شده اند، زخمی در سرم دارم، که خودم آن را نمیبینم و آینه های پیش رویم تاریکند .
در اتاق نوری نیست،
آینه های شفاف هم بی فایده اند .

گاهی بهترین حس دنیا پریدن در چرخ گوشتی بزرگ است .
و ای کاش بهترین حس برای من دویدن در سربالایی خاکی، با پای برهنه بود،
برای رسیدن به جرعه ای آب و بوسه ای از دست نورهای شفابخش ...



راعنا نگویید بلکه انظرنا بگویید

خاطره ای از "محسن قرائتی" از سفر به منطقه ای که قمه زنی هنوز رایج بود ...

ایام ماه محرم بود و چون اعلام کرده بودند فلانی می آید و مردم ما را در تلویزیون دیده بودند، در مسجد جمع شدند.
وقتی وارد شدم گفتند: آقای قرائتی آمده ای برای قمه زنی بگویی ؟
گفتم: شغل من چیست؟
گفتند: تو معلم قرآن هستی.
گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم دارید؟
گفتند: بله قبولت داریم ولی حرف قمه نزنی، فقط قرآن بگو .
من روی تخته نوشتم: «بسم الله الرحمن الرحیم - يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاَ تَقُولُواْ رَ عِنَا وَقُولُواْ انْظُرْنَا وَاسْمَعُواْ وَ لِلْكَفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ‏ا»
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! "راعنا" نگویید، بلکه بگویید: "انظرنا".»

و بعد توضیح دادم که: «یا ایها الذین آمنوا» یعنی: ای مؤمنین .
«لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» یعنی: راعنا نگویید بلکه انظرنا بگویید.

راعنا نگویید یعنی چه؟
این قصه ای دارد و قصه اش این است که:

پیغمبر اکرم (ص) در حال سخنرانی بود، یک نفر از پای سخنرانی گفت: راعنا(یعنی مراعات ما را هم بکن).یعنی آرامتر صحبت کن یا به این طرف و آن طرف نگاه کن .
این کلمه راعنا مثل کوکو است که هم میشود آن را با سیب زمینی درست کرد و هم با سبزی.
«راعنا» را هم میشود از ریشه «رعی» گرفت و هم از ریشه «رعن».
اگر از «رعی» گرفته شود به معنای «مراعات ما را بکن» است،
ولی اگر از ریشه «رعن» گرفته شود، رعونت به معنای خر کردن است و «راعنا» یعنی «خرمان کن.»

وقتی که مسلمانان میگفتند «راعنا» هدفشان مقدس بود و معنای «مراعاتمان کن» را اراده میکردند،
ولی یهودیها از این کلمه استفاده کرده و گفتند: مسلمانها به پیغمبرشان میگویند خرمان کن.

در اینجا آیه نازل شد که: «یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا»؛ «ای کسانی که ایمان آوردهاید، "راعنا" نگویید بلکه "انظرنا" بگویید.» یعنی کلمه ای را که دشمن از آن سوء استفاده میکند به کار نبرید .

بعد از این که این آیه را تفسیر کردم، گفتم: شما که قمه میزنید هدفتان مقدس است و به عشق امام حسین علیه السلام این کار را میکنید، ولی تلویزیون کشورهای اروپایی این کار شما را دوازده مرتبه نشان داده و گفته است که شیعه ها دچار مرض خودآزاری هستند.
دشمن از این کار شما چنین سوء استفاده میکند .
این کار امروز شما مثل همان «راعنا» گفتن مسلمانان صدر اسلام است که دشمن از آن سوء استفاده میکرد و قرآن کریم با آیه مورد بحث به مسلمانان آن روز و امروز هشدار میدهد که از هر کاری که دشمن از آن سوء استفاده میکند پرهیز کنید.

___________________________

تفسیر نور آیه 104 سوره ی بقره

تفسیر نمونه آیه 104 سوره ی بقره

> کلیپ مرتبط در آپارات <

نور | آتش

سمت چپم آتش بود،
سمت راستم نور .

در تاریکی هر دو توانبخش و برترند .

شاید آتش مسیری را روشن کند،
اما، می سوزاند، همه چیز را می سوزاند ...

و نور،
راه را بی خسارت، نشان می دهد .
نوری از منبعی مطمئن .
ذات نور کجا و ذات آتش کجا ؟

تکیه بر قدرت آتش را میطلبیدم،
و در دل سودای نور داشتم .
و آخر،
تصمیم بر انتخاب نور شد ...

باشد که از راستگویان و ثابت قدمان باشم .