چراغ قوه

يك كار پَست هست،
كه در چند دقيقه يا در صورت فراهم شدن شرايطي، نهايتا در يكي چند ساعت به انجام ميرسد .اين كار پست كه : با اراده و طراحي و صلاحديد آفريدگارش، وسيله بقاي نسل است، حالا،
به دلايل بسيار از طرفي شده است محالِ دور از دسترس .
و از طرفي شده است يك بازيِ به مراتب پست تر از هر پستي و پليدي ...
بازيچه ها كه گردآبي اند و كُشنده، و فقرِ در آن هم كه مصيبتي دائمي .
عذاب وجدان ها، تصميم هايِ از سر سطحي نگري هايِ غير ارادي،
كمبودهاي ناشي از خستگي از نبودِ هيجانهاي ضروري،
اينها، وقتي در كنار مشكلات پيراموني قرار ميگيرد، مي شود نوعي فاجعه .
انساني كه حالا بايد در صحنه باشد و ايفاي نقش كند،
يا دچار نوعي افسردگي بخاطر بي بهرگي از حداقل هاست،
يا در گردآبي ديوانه وارِ رو به قعر ...
چه دل هاي پاكي كه ساده بي بازده مي شوند، و چه دلهاي مستعدي كه در اين راه خباثتها را به حد نهايت مي رسانند .
و آمار قربانيانِ بي طرف و بي خبر شمارش دارد ...
تنگناهاي پيچيده اي گاهي هست،
كه از عوامل گوناگوني نشات ميگيرند .
جوانان و نوجواناني كه در سنين كودكي مورد تجاوز قرار گرفته يا شاهد صحنه هايي بوده اند كه نبايد ...
افرادي كه دچار نوعي اختلالات جنسي اند ... رواني يا جسمي ... كه در مرام هاي مختلف و ممالك مختلف قضاوت هاي مختلفي درموردشان مي شود ...
و ديگراني كه در درك نيازها و فلسفه هاي پيچيده ي اين عالم دچار سردرگمي و ترديدند .
اين همه انسان و مشتركات، با شرايط گوناگون و مشكلات .
اين انسان ها با آن حرص ذاتي نسبت به آن كار پست، در برخورد با يكديگر، چه عكس العملهايي از خود نشان خواهند داد !
ريشه ي عمده ي فجايع همين ها خواهد بود ...
تعريف و مواجهه ي هر كدام از ما با اين كار پست، به گونه اي است كه براي هر كدام از ما امري كاملا محرمانه است، حتي آنان كه داراي شريكي قانوني اند .
به رفتار ها و نگرش خودمان بينديشيم .
گاهي عقده هايي بخاطر مشكلاتي كه بوده و هست پديدار مي شوند، كه اين عقده ها مجالي براي گشايش پيدا نمي كنند .
پس بُعد رشد نيافته ي پنهاني وجود ما مظلوم و مسكوت مي ماند تا دنيا براي ما دلگيرتر و پر رنج تر بشود .
اما به راستي كجا و به چه كسي مي توان ناگفته ترين ها را گفت ؟ گفت و جواب روشن شنيد ؟ گفت و مورد تحقير و سوء استفاده يا حتي ترحم قرار نگرفت ؟
دل پر مردمان اطرافمان و حتي خودمان، امروز چطور مرهم گذاشته مي شود ؟
غير از اينكه تلاشي جدي براي فراموشي موقت آن آغاز كرده باشيم، ديگر چه كرده ايم ؟
پيشنهادي كه درون شما لب به سخن گشوده، چيست ؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۶ ساعت 17:49 توسط "متولد بهمن"
|
به انتظار نشستن بزرگترين خطای بشر است,