روز " دَحوُ الارض "

امروز شنبه, 30 مهر ماه .

فردا روز دحوالارضِ .

طبق اون چیزی که خوندم فردا یکی از 4روز مهم و با ارزش سالِ .

اگر, دنبال فرصت های طلایی هستین این روز مقدس رو از دست ندین . اعمال ساده ای هم داره,

اما اجرش خیلی زیادِ .

این چند تا لینک رو به ترتیب بخونید :

http://www.hawzah.net/FA/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=0&MagazineArticleID=34797

http://www.hawzah.net/FA/MagArt.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=6506&MagazineArticleID=75412

http://www.hawzah.net/fa/newsview.html?NewsID=89877&NewsType=1&SearchText=%d8%af%d8%ad%d9%88+%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b1%d8%b6

___________________

پ.ن :

روز دحو الارض روز عظمت است و خدا بواسطه این صفاتی که به زمین داد به او عظمت داد همچنین این روز، روز «اقدم» نیز می باشد که بر همه روز های دیگر بواسطه رحمت الهی پیشی گرفته است.

برخی از بزرگان و اهل معرفت گفته اند: دحو الارض به معنای بیرون آمدن خشکی از زیر آب است و اولین نقطه ای که از زیر آب خارج شده است کعبه است و این معنای خاص و لطیفی است ولی آنچه در روایات آمده است و قابل استفاده است بحث فضیلت و ممتاز بودن این روز است.

دحو الارض به معنی حیات یافتن زمین است و این مطلب از سایر جهات بیشتر جلوه دارد و این حیات یافتن یا به تغییر ماهیت زمین مربوط است که پذیرش حیات یافته است، یا اینکه زمین حیات داشته است ولی در این روز به کمال خود رسیده است که مقدماتی دارد و مقدمات که جمع شد جهش می آید و زمین در این روز به کمال رسیده است و به عبارت دیگر هر چیزی بلوغی دارد، مثل بارور شدن درخت و حیوانات و ... بلوغ همه کمالات از این موجود به فعلیت می رسد و نقطه شروع بلوغ و کمال، از خانه خداست، البته مباحث فنی و دقیق هیوی و نجومی در این جا مطرح است که محل خود را می طلبد.

بغض من ...

آسمون بغضشو خالی می‌کنه
آدمو حالی به حالی می‌کنه
کوچه‌ها رنگ زمستون میگیرن
شیشه‌ها بخار و بارون میگیرن
آدما چتراشونو وامیکنن
گریه ی ابرو تماشا میکنن
نمی‌خوان مثل درختا تر بشن
از دل قطره‌ها با خبر بشن
نمی‌خوان بی‌هوا خیس آب بشن
زیر بارون بمونن خراب بشن

اما تو چترتو بستی کبوتر
زیر بارونا نشستی کبوتر
رفتی و سنگا شکستن بالتو
اومدی هیشکی نپرسید حالتو

بعضی‌ها دشمنای خونی شدن
بعضی‌ها غول بیابونی شدن
بعضی‌ها میگن که بارون کدومه
بوی نم شرشر ناودون کدومه

دیدی آسمون خراب شد سر ما
غصه شد وصله ی بال و پر ما
حالا تو سایه نشینی مثل من ...
حالا تو سایه نشینی مثل من
خوابای ابری می‌بینی مثل من
چقدر اینجا می‌خوری خون جگر
کبوتر عصاتو بنداز و بپر

کبوتر عصاتو بنداز و بپر

_______________________________

دانلود آهنگ "کبوتر , فریدون آسرایی"


قرآن ......

اگر انسان به اميد نياز دارد، قرآن سراسر اميد است. قرآن مى‏فرمايد: خداوند يونس را در زير آب، نوح را در روى آب و يوسف را در قعر چاه و در كنار آب حفظ كرد.
 او مى‏تواند از يك ضربه‏ى عصا كه به رود نيل زده مى‏شود, خشكى ظاهر كند و همين عصا در جاى ديگر به سنگ بخورد و دوازده چشمه‏ى آب جارى سازد.
 او مى‏تواند فرعون را در آب و قارون را در خاك غرق و نابود كند؛ امّا ابراهيم را در ميان آتش سالم نگاه دارد؛ شايد به همين جهت باشد كه براى تدبّر نكردن در قرآن توبيخى است كه براى ندانستن علوم ديگر نيست.(1)

 قرآنى كه نه تنها در هر سوره و آيه و كلمه‏ى آن بلكه در هر حرف آن نكته‏هاست .

 از امام صادق سؤال مى‏كنند: چرا شما به هنگام وضو به جاى تمام سر، قسمتى از سر را مسح مى‏كنيد؟ امام مى‏فرمايد: به خاطر حرف «با» در آيه «و امسحوا برؤسكم».(2)

به فرموده حضرت على، قرآن دريايى است كه عمق ندارد: «بحراً لايدك قعره»(3) همان‏گونه كه آب مايه‏ى حيات است و سرچشمه‏ى همه آب‏ها، آب درياست: سرچشمه‏ى همه‏ى حقايق نيز وحى الهى است. همان‏گونه كه غواصّان به عمق دريا مى‏روند و لؤلؤ و مرجان بيرون مى‏آورند، دانشمندان نيز با تعمّق در قرآن، مفاهيم بلندى را استخراج مى‏كنند.
بدون آشنايى با شنا، پاگذاشتن به دريا خطرناك است، بدون آشنايى با شيوه‏ى برداشت از قرآن نيز ورود در تفسير قرآن خطرناك است. هركس به قدر ظرف خود از دريا بهره مى‏برد.
هركس نيز به قدر ظرفيّت خود از درياى بيكران قرآن استفاده مى‏كند.

__________

1)  أفلايتدبرون القرآن أم على قلب اقفالها». محمد،24

2) مائده،6

3) نهج‏البلاغه، خطبه‏198.


منبع : http://www.qaraati.net/show.php?page=tafsir&numsooreh=28&numayeh=3639

نهج البلاغه خطبه ی 201 ( پیمودن راه راست )

اي مردم در راه راست، از کمي روندگان نهراسيد، زيرا اکثريت مردم بر گرد سفره‏اي

جمع شدند که سيري آن کوتاه، و گرسنگي آن طولاني است. اي مردم، همه افراد

جامعه در خشنودي و خشم شريک مي‏باشند، چنانکه شتر ماده ثمود را يک نفر دست و

پا بريد، اما عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت، زيرا همگي آن را پسنديدند،

خداوند سبحان مي‏فرمايد: (ماده شتر را پي کردند و سرانجام پشيمان شدند.)

سرزمين آنان چونان آهن گداخته‏اي که در زمين نرم فرو رود، فريادي زد و فرو ريخت،

اي مردم آن کس که از راه آشکار برود به آب مي‏رسد، و هر کس از راه راست منحرف

شود سرگردان مي‏ماند.

دوری و دوستی

بهتر است من خود را,
آلوده ی غمت نکنم,
تو بر جسمم, و روحم,
آسیب خواهی زد !

همان تماشا و فکر کافیست .
دور بِایست, بگو, می گویم ...

آنها

نِشسته هم می شود به بهشت رسید ؟

خوابیده چطور ؟

آنها, نشسته و خوابیده به شدت برای بهشت و برای ملاقات خدا تلاش میکنند,

هر روز, هر شب, هر لحظه, هر ثانیه .

خیلی عجیب است که دنیا را کنار گذاشته اند, خواسته یا ناخواسته, اما راضی اند و میدانند روزی در بهشتی که وصفش ممکن نیست دوان دوان به این سو و آن سو می دوند . خیلی عجیب است , این همه صبر .


آنها مدتی را دویدند , و خدا آنان را بازنشته کرد و نشستنشان را به نظاره ایستاد تا صبرشان را بسنجد ...

لحظه ها

دردهای بی درمان,

گذشته های بی سامان,

شب, تاریکیِ بی پایان,

پاییز, برگریزان,

نور, گنجِ پنهان !!


تنهایی, ظلمِ زمان,

بدبینی, تیغه برّان,

گریه ی تو, خنده ی دیگران !!


امید, قطراتِ باران,

ترس, طوفانِ بیابان,

عــــشــــق, گمشده ی دوران !!

دردهای بی درمان, گذشته های بی سامان ...

یه حبه قند

آخرین بار که رفتم سینما, فیلم "بوتیک" روی پرده بود . همزمان با فیلم مارمولک .

سال 82 یا 83 . از اون سال تا دیشب من دیگه سینما نرفتم,

تا اینکه فیلم یه حبد قند "رضا میرکریمی" روز 20 مهر اکرانش شروع شد , و چقدر دلچسب بود ...


زندگی ...

زندگی,

مثل یک آپارتمان 4طبقه می مونه !

توی انباری پیدات میکنن, به طبقه ی همکف میارنت,

حالا 3طبقه دیگه مونده که بری !

یا تا طبقه 2 و حتی 3 همراهی و یاریت میکنن,

یا اینکه خودت باید از طبقه همکف راهت رو به بالا پیدا کنی !

بعضی ها وسط پله ها گم میشن !!

مواظب باش وقتی به پشت بوم رسیدی بلد باشی رو لبه ی اون تعادلت رو حفظ کنی ...


محمد جواد خ ( متولد بهمن )

1390/07/19

گزیده ای از دهمین سوره ی قرآن کریم "یونس"

قطعا تمامی سوره های قرآن و تک تک آیات با ارزش و دارای اهمیت هستند, و حتما خودتان این سوره را تمام و کمال بخوانید . من فقط خواستم به این آیات اشاره ای کرده باشم ...

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

وهمانا ما امّت‏هاى پيش از شما را چون ستم كردند، هلاك كرديم. (زيرا) پيامبرانشان براى آنها معجزات آوردند، ولى آنها ايمان نياوردند. ما اين گونه گروه تبهكاران را كيفر مى‏دهيم ( 13 )


سپس شما را جانشينان آنها در روي زمين -پس از ايشان- قرار داديم؛ تا ببينيم شما چگونه عمل مي‌کنيد! ( 14 )

.... اى مردم! همانا سركشى شما فقط به زيانِ خودتان است. كاميابى زندگى دنيا (چند روزى بيش نيست)، سپس بازگشت شما به سوى ماست كه شما را به عملكردتان آگاه خواهيم ساخت (وكيفر ستم‏هايتان را خواهيم داد) ( 23 )

و اگر تو را تکذيب کردند، بگو: «عمل من براي من، و عمل شما براي شماست! شما از آنچه من انجام مي‌دهم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شماانجام مي‌دهيد بيزارم!» ( 41 )

آگاه باشيد! آنچه در آسمان‏ها و زمين است، قطعاً از آنِ خداست. آگاه باشيد كه وعده‏ى خدا حتمى و راست است، ليكن بيشترشان نمى‏دانند ( 55 )

اوست كه زنده مى‏كند و مى‏ميراند وبه سوى او باز گردانده مى‏شويد ( 56 )

اى مردم! همانا از سوى پروردگارتان پند و اندرزى براى شما آمد كه مايه‏ى شفا براى آنچه در سينه‏هاى شماست و هدايت و رحمتى براى مؤمنان است ( 57 )

بگو: «به فضل و رحمت خدا بايد خوشحال شوند؛ که اين، از تمام آنچه گردآوري کرده‌اند، بهتر است!» ( 58 )

در هيچ حال (و انديشه‌اي) نيستي، و هيچ قسمتي از قرآن را تلاوت نمي‌کني، و هيچ عملي را انجام نمي‌دهيد، مگر اينکه ما گواه بر شما هستيم در آن هنگام که وارد آن مي شويد! و هيچ چيز در زمين و آسمان، از پروردگار تو مخفي نمي‌ماند؛ حتي به اندازه سنگيني ذره‌اي، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اينکه (همه آنها) در کتاب آشکار (و لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است ( 61 )

آگاه باشيد (دوستان و) اولياي خدا، نه ترسي دارند و نه غمگين مي‌شوند ( 62 )

آنان كه ايمان آورده‏اند و شيوه‏ى آنان پرهيزكارى است ( 63 )

در زندگي دنيا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند؛ وعده‌هاي الهي تخلف ناپذير است! اين است آن رستگاري بزرگ ( 64 )

سخن آنها تو را غمگين نسازد! تمام عزت (و قدرت)، از آن خداست؛ و او شنوا و داناست ( 65 )

بگو: «اي مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده؛ هر کس (در پرتو آن) هدايت يابد، براي خود هدايت شده؛ و هر کس گمراه گردد، به زيان خود گمراه مي‌گردد؛ و من مأمور (به اجبار) شما نيستم!» ( 108 )


ضایع کردن جوانی ...

امام صادق عليه السلام فرمود:

دوست ندارم جوانى از شما را ببينم مگر آنکه روز او به يکى از دو حالت آغاز گردد.

يا عالم باشد يا متعلم و دانش جو. اگر نه عالم باشد و نه متعلم ،

در انجام وظيفه کوتاهى کرده و کوتاهى در انجام وظيفه تضييع جوانى است و

تضييع جوانى گناه است و سوگند به خداى محمد صلى الله عليه و آله جايگاه گناهکار در

آتش خواهد بود. 

دوباره من !

! دو سه هفته پیش, یه جایی که پر از خالی بود !


11475217240655031139.jpg

ک ش ک

کاش شیراز کیش بود و کیش شیراز !

کلید ...

میدونی مهم ترین چیز, مهمترینه مهمترین چیز تو زندگی چیه ؟؟


مهمترین چیز, نقطه ای هست که بهش خیره شدی . اون نقطه همونچیزیه که برات همه چیزه . اون نقطه همه ی هدف و آرزوی تو ه, همون چیزی که رمز خوشبختیت میدونیش .


اون چیز تماااااااااااااااااااااامه مفاهیم از همه چیزهای اطراف, از صداها از نواها از نگاهها از اجسام و از آدما و از تمام جزئیات و کلیات دیگه رو تحت تاثیر و تغییر قرار میده .


فقط مهم اینه که به کجا خیره ای و ارزشمند ترین مقطع و قله برای شما کجاست .


همه ی انسان در همین خلاصه میشود که میخواهد به کجا برسد,

آنوقت که این هدف مشخص و روشن بود برای خودش,

آن وقت اگر اهل شعر باشد شعرهایش همرنگ آن هدف است,

اگر اهل شوخی و خنده باشد, حرفای خنده آورش همرنگ آن نقطه است,

اگر اهل شکایت و گله باشد, مینالد از موانعی که در راه آن هدف است,

و اگر اهل کیف باشد, همیشه از آن هدف می گوید و به آن مینازد و سر کیف است .


و اگر آن هدف, آن نقطه ای که به آن خیره ایم, خوب باشد, نیک باشد, مهم باشد و دارای ارزش حقیقی نه مجازی و خیالی باشد,

آنگاه همه ی شعر ها و خنده ها و گله ها و کیف ها زیبا و ارزشمند خواهد بود , و اگر غیر از این باشد, وای بر ما که در این چند روز که این جسم و جان عقل و هوش و گوش و چشم را به ما دادند, نتوانستیم برای درستی ها از آن استفاده کنیم .

و بهتر است که اگر هدفی نداریم, هدف را پیدا کنیم, چرا که اگر غیر از این باشد در اولین پله و بی هیچ لذتی قبل از اینکه اکسیژنی استنشاق کنیم خواهیم مُرد, به راحتی خواهیم مرد و مرده ی متحرکی خواهیم شد که جواب یک بچه ی 5 ساله را هم نمیتوانیم بدهیم !!

همین

آیات 25-28 سوره ی تکویر

این ( قرآن ) گفته ی شیطان رانده شده ( از درگاه خدا ) نیست !
پس به کجا می روید ؟
این ( قرآن ) چیزی جز تذکری برای جهانیان نیست,
برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد !

________________

پ.ن :


خواص سوره ی تکویر

از رسول خدا (ص) نقل شده است: هر كس سوره تكویر را قرائت كند در روز قیامت هنگامی كه پرونده های اعمال بندگانش پیش روی همگان قرار می گیرد خداوند او را از رسوایی در امان می دارد و هر كس كه دوست دارد روز قیامت به من بنگرد این سوره را بخواند.

امام صادق علیه السلام فرمودنده اند: هر كس سوره تكویر را تلاوت كند در بهشت در پناه خداوند و زیر سایه خداوند مشمول كرامت خداوند خواهد بود و این چیزها برای خداوند بزرگ نیست .

همچنین گفته شده است که , هر کسی این سوره ی جلیله را 7بار ( با اخلاص و توجه ) بخواند, خداوند توبه ی او را ( به واسطه ی حالتی که در تفکر در آیات برای بنده بوجود می آید ) قبول می کند .

پیام

به همه ی خوشبینا,
به همه ی بدبینا,
به همه ی صداقت پیشه ها,
به همه ی فریبکارها,
به همه ی اهل ها و به همه ی نا اهل ها,

هرکی که باشی, هرجایی که باشی, هرجوری که باشی, در اصلِ دنیا و ماهیت دنیا و قوانین اول و آخر دنیا تغییری ایجاد نمیشه . نه تیره پوشیدن چیزی رو درست میکنه نه زیادی پر انرژی بودن از مشکلات کم میکنه . ما با تغییر رویکرد فقط بعضی چیزا رو تجربه میکنیم, و از تجربه ی بعضی چیزا دوری میکنیم ! اما دنیا و قوانینش و اتفاقاتش همچنان هموناست !! این فقط ماییم که یا از اونا دوری میکنیم یا باهاش در آمیخته میشیم .

سوال ها و شبهات همیشه هستند, یا ما میپرسیمشون و درگیرشون میشیم, یا اینکه به کنجی میخزیم و تنهایی اختیار میکنیم ! به هرحال دنیا می گذرد و ما هم در حال گذریم ...

.... خدا ....

____________________________________________

من فلسفه و غیره نخوندم و نمی دونم,

نمیدونمم این نظر چقدر میتونه درست یا مردود باشه,

ولی

نظر منه دیگه !

اگر انسان و همه ی موجودات رو یه اسفنج ( تخته پاک کن ) ابری در نظر بگیریم,

و دنیای ما یه تُنگ یا حوض پر از آب باشه,

اونوقت آب کجای دنیای ما نیست ؟

 به نظرم .... خدا .... در همه ی هستی جاریست . 

اونوقت, .... خدا .... کجا نیست ؟ .... خدا .... با چه کسی نیست ؟

اونوقت, آیا .... خدا .... از رگ گردن به انسان نزدیک تر نیست ؟

چطور می شود که جایی, از .... خدا .... خالی باشد ؟

لالایی

ما همه بیداریم,
لالایی میخوانیم,
ساعت 9 شد,
از بیداری بیکاریم,
لالایی وسط ظهر,
ظهر و شب نداریم !
ما همه بیداریم, لالایی میخوانیم,
کلی کتاب داریم, اما خواندن نمیدانیم,
خواندن فقط لالایی, جیبم جیب تو خالی,
فکر و ایده حرفِ نو, باز ماست مالی باز ماست مالی !

ما همه بیداریم, همه در کنار ما بیدار,
هر چه بخوانیم باز,
نه خود می خوابیم نه در و دیوار .

می رسد آخر وقت خواب, نوبتِ لالایی ه مهتاب,
آن شب تا صبح بیداریم, از لالایی این دردِ ناب !!

داشته ها

آی آدم ها,

چند لحظه به من گوش کنید,

رو سوی من آرید و دهید وقتی کم,

گر سود نگفتم بروید, زود فراموش کنید !


آدم ها,

هر رفتار و خصلتی که در وجود ما هست, با یه هدفی به ما داده شده . یکمی فکر کنید . مثل چی ؟
هر رفتاری که هست, هر علاقه ای, هر لذتی, هر دلبستگی, هر فکری, همه و همه برای هدفی وجود دارن . اما تا حالا فکر کردین که ما اونا رو چجوری به کار میبریم ؟؟

بذارید با مثال روشن توضیح بدم .

غریزه ی جنسی, که همراه با لذت مستی آوری هست, برای این وجود داره که اولا باعث ایجاد پیوندی میان دو جنس مختلف بشه و دوما باعث بقای نسل بشر بشه, و سوما در کنار اینا لذتی هم حاصل بشه که در ادامه ی اون آرامشی نصیب آدمی بشه .

اما ببینید ما این غریزه ی هدفمند رو کجاها به کار میبریم و به چه صورت شده ی ابزاری در دست افراد مختلف با نیت های مختلف برای کسب سود و جلب نظر این و اون !! ببینید که چطور افراط میکنیم و این مسائل رو در مسیر درستش قرار نمیدیم !!

همینطور هست "عشق" و علاقه و محبت به جنس مخالف .

میدونید که کل مسیر زندگی یه مقصد و یه هدفی داره . یعنی مثلا محبت به جنس مخالف برای این در وجود ما هست که زندگی زیبا تری رو داشته باشیم که " این زیبایی ما رو کمک کنه که هدف اصلی زندگی راحت تر برسیم " .
اما میدونید ما در این زمینه چجوری دچار افراط میشیم ؟؟

به این شکل که, همه ی وقت و فکر و ذهنمون رو میذاریم, که برسیم به یه نفر, و همه چیز و همه کس رو فدای این علاقه و عشق اساااااطیری میکنیم و از همه اهدافمون می مونیم . در واقع غرق جزئیات زندگی میشیم . اون عشق و علاقه همه چیز نیست, این تنها یه پله از پله هایی هست که بعد از رسیدن بهش میشه پله ها رو محکم تر بالا رفت تا به بهترین جایگاه رسید . اما خیلی ها همه ی هدف زندگیشون رو رسیدن به فلان شخص میبینن و تمام رفتارهاشون به خاطر اون تغییر میکنه . این نهایت ضرر تو این چند روز عمر هست ...

خشم و عصبانیت هم برای نوعی دفاع و هجوم به کسانی که امنیت رو مختل میکنن بوجود اومده . اما امروزه خشم و عصبانیت یجور تفریح شده و یجور قدرت نمایی . اینم افراط هست .

به همه ی رفتارهامون فکر کنیم, و مواظب باشیم که اگر دچار افراطیم باهاش مقابله کنیم و به تعادل برسیم تا کل زندگیمون متعادل بشه ...

دیشب نوشت

لحظه ها در گذرند,
و منو ما تنها,
تا پایان وقتی نیست,
تا رسیدن به خدا,

اشکها می ریزند, خنده ها می میرند,
آنچه از ما باقیست, کرده های منو ماست,

تو کجا مستقری ؟
در کنار یک رود ؟ یا که در یک مرداب ؟
من فقط می دانم, که همه خوبی ها, همه ی شادی ها, روی تاجِ شاخه هاست,
و برای پرواز, خوردن آن میوه, بهترین چاره ی ماست .

میوه ای را که "آدم" خورد, ما نخوریم,
"آدم" همّتش کم بود, به بالا نرسید !


( متولد بهمن - 1390/7/3 )

صبح از نگاهی دیگر

گنجشک ها خوابند . مگسها در تاریکی بی حرکت نشسته اند . کبوتران در لانه و سگها

به سمت لانه هایشان . زمین اندکی دیگر نیاز به حرکت دارد تا روی حجم خورشید را ببیند .

ماه در حال کمرنگ شدن در چشم ماست . خروسی میخواند, ولی بی محل !! شاید هم دلیلی

دارد برای خودش . زمزمه های نوری پشت زمین شنیده میشود . زمین حرکت میکند و,

نور را خوش آمد میگوید , چشمان ما اما ... ؟؟؟



ادامه نوشته