یادمه،
یه روزی تصمیم گرفتم که کارشناسی رو همون ترم یک رها کنم و انصراف بدم .
اینکارو کردم،
با این هدف که رشته ای مرتبط با هنر و بخصوص فیلمسازی رو انتخاب کنم .
اما مانعی به اسم خدمت سربازی پیش روم بود .

پس انصراف دادم،
دفترچه پست کردم،
و رفتم خدمت .

91/02/02 بود .

و امروز،
یعنی دقیقا یک روز بعد از 92/09/02 ، که خدمت من به پایان رسید، یعنی بعد از 19ماه خدمت،
من به اولین جلسه کلاسهای 15ماهه ی فیلمسازی رفتم .

و این یعنی ،
برخلاف خیلی چیزهای دیگه،
یه چیزایی هنوز داره خوب و درست و رو برنامه پیش میره .

روزگاری، پنجره ی برکت رو با دستای خودم به زندگیم باز کردم،
ولی زود دوباره بستمش !
این تصمیم تو همون 3ماه پر برکت گرفته شد،
و با اینکه اون پنجره بستست، اما شعاعی از نور از اون پنجره ی بسته هنوز داره به زندگیم می تابه انگار ...

و من،
ابتدای جاده ای پر پیچ و خم دیگرم ...