دلتنگی ...

امروز,
به دلتنگی هایم که نگاه کردم,
فهمیدم من فقط دنیایی دگر می خواهم,
و از این همه رنگ, همه, و هیچ را خواهانم .

اما, تا اینجا باشم و آنجا را بخواهم, توفیقی در این بودن نیست گویی !
و اگر اینجا باشم و اینجا را بخواهم, آنجا در غبار گم خواهد شد !
و روزی که به آنجا برسم, آنی نخواهد بود که میخواستم,
چون آنی نبودم که باید باشم !

آه ای همه ی دلتنگی های من,
شما را به کدام رود بسپارم ؟

رودی که دور شود و دوباره به حوض خانه ام باز نگردد ؟

هنوز راهی ساخته نشده که به خودم باز نگردد,
اما,
هزار راه نرفته دارم .

رنــــگ ها ...


این ن ن همه رنـــگ .

هر کدام حاوی پیامی دلخواه ما .
هر کدام خواستنی .
اما, رنگ ممنوعه کدام است ؟

زندگی با کدام یکی, یا با ترکیب کدام رنگ از آنها بهترین است ؟ بهترینی که زیبا باشد ؟

به راستی در این دنیای رنگارنگ,

کیست که بداند بهترین ترکیب رنگ نزدیک به چه طیف و عمقیست ؟

کیست که بتواند بگوید رنگ های ممنوعه در رنگ های دلخواه ما وارد شده است یا نه ؟

اصلا,
ما چقدر رنگ ها را می شناسیم ؟

نوازش !!

چند سالیست,
که فقط گربه هایم را نوازش میکنم,
و آنها یا از ذوق خنجی میزنند, یا فقط لذت میبرند,
و دست آنها نوازشگر نبوده و نیست !

اطمینان ... ایمان !

از هیچی هم که مطمئن نباشم,

به این اطمینان دارم که یه روزی خواهم مُرد .

اما, به همینم ایمان ندارم !!


بازار !!!

در بازار خدا قدم میزنم,
و چشم به ویترین های شیطان دوخته ام .
تمام سرمایه ام را برای خرید از شیطان صرف میکنم .
نیم بیشتر اجناس خدا یا رایگان است یا با تخفیف ویژه,
و من انتخابم غیر از اینهاست .
بعضی از اجناس هم فقط مارک "خدا" خورده اند, اما کیفیتی ندارند و مجانی اند,
و من با چه ذوقی آنان را میخرم !!

بازار را که تمام میکنم, تازه یادم می آید که تابلویی اول آن دیدم,
که نوشته بود : "بازار تعطیل است - خدا"

اما چرا چشمان من بازار را کاملا پر رونق میدید, و آن ن ن ن ن همه انسان مشغول خرید بودند ؟؟؟

باور نخواهیم کرد ...

مطلبی که امروز نوشتم,

هم خیلی طولانی هست,

و هم مناسب هر روحیه ای نیست .

بنابراین پسوورد داره, و شاید به کسانی هم که درخواست بدن بخاطر مصلحت پسوورد رو ندم !!


ادامه نوشته

درس !


یکی از درس هایی که از بدن خود میگیریم,
اینست که در هر شرایطی, سرما و گرما, مریضی و سلامت, و حتی آرامش و اضطراب, کار گردش خون را متوقف نمیکند .
شاید ما هم نباید با برخورد با موانع, و بدحالی ها, ضروریات را ترک کنیم !

و قبل از همه ی اینها, کاش درس گرفتن را می آموختیم !!

?? آزادی ؟؟

                 من از آن روز که دربند توام آزادم      پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
           همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند      در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
        خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت      تا بیایند عزیزان به مبارک بادم
       من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس      پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم
      دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ      یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم
             به وفای تو کز آن روز که دلبند منی      دل نبستم به وفای کس و در نگشادم
             تا خیال قد و بالای تو در فکر منست      گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم
به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی      وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم
  دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک      حاصل آنست که چون طبل تهی پربادم
            می‌نماید که جفای فلک از دامن من      دست کوته نکند تا نکند بنیادم
              ظاهر آنست که با سابقه حکم ازل      جهد سودی نکند تن به قضا دردادم
             ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم      داوری نیست که از وی بستاند دادم
            دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت      وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم
   هیچ شک نیست که فریاد من آن جا برسد      عجب ار صاحب دیوان نرسد فریادم
    سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح      نتوان مرد به سختی که من این جا زادم

_____________________

پ.ن :

تا حالا با هیچ شعری به اندازه این شعر ارتباط برقرار نکرده بودم ...

غزل 371 , حضرت سعدی 

?? آزادی ؟؟


تا به حال آزادی را لمس کرده اید ؟ بو کشیده اید ؟

آزادی لا قیدی نیست

آزادی, ربطی هم به سیاست ندارد

آزادی در افکار است

در بهترین نگاه

آزادی عاشقی و عاقلی, احساس و تفکر توامان است

من به آزادی احترام میگذارم

هرچند کسی آن را نشناسد

امروز به اینجا رسیده ام ...

جنیان در محضر ائمه (ع)

سعد اسکافى مى گويد:

حضور امام باقر عليه السلام رفته بودم ، چون اجازه ورود خواستم ، امام فرمود:

عجله نکن ! گروهى از برادران شما پيش من هستند، سخنى دارند.

من در بيرون منزل ماندم طولى نکشيد عده اى بيرون آمدند با قيافه مخصوص ، شبيه يکديگر، گو اينکه از يک پدر و مادرند، لباس ويژه اى به تن دارند، به من سلام کردند و من جواب سلام را دادم .

پس از آن وارد محضر امام شدم ، گفتم :

فدايت شوم ! اينها که از حضورتان بيرون آمدند، نشناختم ، چه کسانى بودند؟

فرمود: اينها برادران دينى شما از طايفه جنيان هستند.

گفتم : اجنه ها نيز به حضور شما مى آيند؟

فرمود: آرى ، آنان نيز مى آيند همانند شما از مسائل حلال و حرام مى پرسند.

سرزمین وادی السلام

روزى اميرالمؤ منين على عليه السلام از کوفه حرکت کرد و به سرزمين نجف آمد و از آن هم گذشت .

قنبر گفت : يا اميرالمؤ منين ! اجازه مى دهى عبايم را زير شما پهن کنم ؟

حضرت فرمود: نه ، اينجا محلى است که خاکهاى مؤ منان در آن قرار دارد و پهن کردن عبا مزاحمتى براى آنهاست .

اصبغ مى گويد؛ عرض کردم : يا اميرالمؤ منين ! خاک مؤ منان را دانستم چيست ، ولى مزاحمت آنها چگونه است ؟

فرمود: اى اصبغ ! اگر پرده از مقابل چشمانت برداشته شود، ارواح مؤ منان را مى بينيد که در اينجا حلقه حلقه دور هم نشسته اند و يکديگر را ملاقات مى کنند و با هم مشغول صحبت هستند، اينجا جايگاه ارواح مؤ منان است و ارواح کافران در برهوت قرار گرفته اند!

حالات و زمان خواب ...

از مقدمه های کتاب تعبیر خواب ( که در پست قبل برای دانلود گذاشتم )


چون طعام بر مغز اثر می گذارد وخواب فعلی از افعال مغز است پس خوردن طعام بر مغز اثر می گذارد هر چه غذا زود هضم تر با شد اندامها و مغز و روح در هنگام خواب آرامش می یابند چنین خوابی را خواب طبیعی گویند ولی اگر غذا زیاد وسنگین باشد اندامها ومغز آرامش ندارند و این خواب را غیر طبیعی گویند

دانیال نبی گوید :

خواب در اصل دو چیز است یکی آگاه کند بیننده را از حقیقت حال ودیگر آگاه کند از سر انجام کارها واینها بر چهار قسم است

1.خواب امر کننده

2.خواب بازدارنده

3.خواب پند دهنده

4.خواب بشارت دهنده

رسول خدا علیه السلام می فرماید :

خواب بر سه قسم است یک قسم از خدای تعالی است بشارت مومنان را در زندگی

قسم دوم وسوسه شیطان است که انسان را اندوهگین گرداند وقسم سوم خوابهای آشفته ومختلف

امام صادق علیه السلام می فرماید

خواب بر سه قسم است اول خواب محکم دوم خواب متشابه سوم احلام واضغاث واین خواب را چهار گروه از مردم می بینند

1.کسانی که طبعشان به فساد رفته باشد

2.مستان

3.کسانی که طعام غلیظ خورده باشند

4.کودکان نابالغ

کرمانی گوید :

خواب بر سه قسم است

1.بشارت باشد از طرف خداوند عزّوجل

2.آن بوّد که دیو وسوسه کند مردم را

3.آن بوّد که مردم با نفس خویش سخن گویند و از حوس آن در خواب بینند واگر آن خواب راست است فرشته ای از فرشتگان مقّرب و او از لوح محفوظ آن را به انسان نماید برای بشارت به چیزی که مردم کرده اند یا خواهند کرد تا بنده پناه برد به خدای عزّوجل تا شر آن خواب از وی دفع شود و خیر آن زود به او رسد

اگر کسی خوابی بیند وفراموش کند باید توبه کند که فراموش کردن خواب معصیت است

جابر گوید :

خواب بر دوقسم است یک قسم راست ویک قسم دروغ

خواب راست بر سه وجه است ....


ادامه در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

تعبیر خواب ...

لازم شد که این فایل رو بذارم برای دانلود .

دریافت - حجم اندکی بیش از 2مگابایت


این فایل بهترین تعبیر خوابی ـه که دیدم, چون هم کتاب قدیمی داشتم, هم نرم افزار,

ولی این انگار جامع ترین هست .

دیشب هم یه خواب خیلی خیلی جالب دیدم, که یه حس فوق العاده خوب میداد,

و اونم با چتر نجات پریدن به سرزمینی بسیار خوش آب و هوا و زیبا بود ...

تعبیرش که کردم, در اولین قدم به این رسیدم که "اجل من نزدیکه, پس باید به زودی توبه کنم"

ولی شرایط تعبیر شدن و صحت خواب رو که میخوندم ( اول فایلی که گذاشتم ), یه نکاتی درش بود که ممکن بود خوابم تعبیری نداشته باشه . اما قانع نشدم که تعبیر نداره ...

اومدن اجل حس خوبیه .

ضمن اینکه, دوستانی که گفتن خواب رو تعریف نکن برای کسی,

اگر خواب خوبی باشه لازمه که تعریف کنی و مژده بدی,

و در مورد اینکه خوابها بر اساس تعبیری که ازشون میشه تحقق پیدا میکنن, این مورد تایید هست ظاهرا .


پناه میبریم به خدا از شر شیطان رانده شده

پیدایشی دوباره, اما متفاوت !!

یه عکس نیمه هنری ( غیر معمول در فرهنگ من میشه هنری ), به کمک نور خورشید و اندکی کم و زیاد کردن نورها , در ادامه مطلب , بدون پسوورد ...


ادامه نوشته

کــَــرَّمــنا ...

فرشته ها از آسمان آمده بودند, نزدیک خانه ی ما, نزدیک اتاق من . من خدا را خوانده بودم که خدایا توبه, درهای بازگشت را نشانم بده . فرشته ها آمده بودند تا القائات موثر و الهی را انجام دهند, و من, نمیدانستم .
آنها همواره چشمشان به من بود, نمیدانم چند نفر بودند ! اما گاهی لبخند میزدند, خوشحال میشدند, تحسین میکردند, من را و خدای من و خودشان را . و افتخاری بود برایشان که نزد من آمده اند, و من, نمیدانستم .
زمان میگذشت, آنها بودند و من, نمیدانستم .
اعتماد آنها به این بنده جلب شده بود, همه جا با دلی آسوده مرا همراهی میکردند, و من, نمیدانستم .
تا اینکه این ندانستن ها, مرا به گناهان کوچک و تکرار آنها, و گناهان بزرگ مبتلا ساخت .
آنها حیرت کرده بودند, روی تماشا نداشتند, شاید دلشان میسوخت که چرا با مقام خودت بازی میکنی ؟
آنها شاکی شدند و نزد خدا رفتند, و گزارش کردند که این دیگر شورش را در آورده, لحظه ای خوب است و لحظه ای خوب نیست !! چرا ما باید با او باشیم !
خدا همه را میدانست, ولی گذاشت آنها بگویند تا ثبت شود, که روزی به من ارائه شود و حسرتم چند برابر شود ...

و اینک, نمیدانم که آن فرشتگان همچنان نزدیک من هستند یا از آمدن نزد من توبه کرده اند !!
فرشته ها اگر بخواهند بیایند, بایستی شیاطین را از اطراف خود برانم . از بس که رسما شیفت فرشته ها را به شیاطین داده ام, اگر شیاطین نزد فرشته ها اعتراف کنند هم فکر میکنم حاضر به آمدن نباشند, مگر خدا بخواهد ...

_____________
پی نوشت :

دیشب قبل از خواب, همینجوری یه کلمه ای رو گفتم .
اون کلمه "کَرَّمنا" بود .
نمی خوام بگم بهم الهام شد یا نفهمیدم چجوری گفتم,
اما واقعا نمیدونستم حتی معنی این کلمه چیه یا دقیقا کجا خوندمش !

گفتم بهونه ی خوبیه که قبل از خواب یه سر به قرآن بزنم .
گوشی رو برداشتم, کلمه رو سرچ کردم, فقط یه نتیجه داشت :

سوره ی اِسراء آیه 70 :

وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِى ءَادَمَ وَحَمَلْنَهُمْ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَهُم مِّنَ الطَّيِّبَتِ وَفَضَّلْنَهُمْ عَلَى‏ كَثِيرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيل

وهمانا فرزندان آدم را گرامى داشتيم و آنان را در خشكى و دريا (بر مركب‏ها) حمل كرديم و از چيزهاى پاكيزه روزى‏شان داديم و آنان را بر بسيارى از آفريده‏هاى خود برترى كامل داديم.

خواب مصوّر (1)

برای دیدن عکس با کیفیت, روی عکس کلیک کنید


این عکسی رو که میبینید, با ترکیب چندین و چند عکس و ویرایشی مبتدیانه شکل گرفته و ساخته شده .
این عکس, در واقع خوابی هست که من دیشب دیدم .
نزدیکترین تصویری که میتونستم ازش بازسازی کنم این تصویر بود .

خواب دیشب من سه مرحله داشت, که مرحله اول و دوم رو ازش میگذرم, و مرحله سوم :

اولِ این مسیر سفید ایستاده بودم, مارها رو میدیدم توی جوی سمت چپم,

هم مارهای بزرگ بودن هم مارهای متوسط .

یه حس نا امنی داشتم, هرچی جلو تر میرفتم مارها میخزیدن و شناکنان به اون رودخونه ی سمت چپ میرفتن, در واقع با اومدن من فرار میکردن .
یکمی که جلوتر رفتم, با زاویه 135 درجه به پشت سرم نگاه کردم, دیدم یه مار تقریبا سفید رنگ ( شاید هم رنگ "بِژ" ) سر از آب بیرون کرده و خیره شده به من !! ( همون صحنه ای که یه بار تو بندر ترکمن وقتی بچه بودم دیدم, ولی اونجا -رو در رو- در فاصله 2متری صورتم بود )
البته اینجا من مار سر از آب بیرون آورده رو در قدم اول به تصویر کشیدم , در صورتیکه وسطهای مسیر این صحنه اتفاق میفته .

این عکس عمق و کیفیت, و شفافیت آب رو نداره, اما خواب من این مزایا رو داشت .
تعبیر "مار" در خواب رو یه نگاهی انداختم, اما برداشتی نکردم ازش .

این اولین باریه که خوابم رو تصویری میکنم .

عادت ...

تَرک عادت = حماقت ؟
تَرک عادت = سعادت ؟

____________

پ.ن :

درستِ که هر عادتی بد نیست؛

اما خیلی از بدی ها عادتِ .

بهتر نیست که همه ی کارا از عادت خارج بشه ؟

"کیبورد"


تو با "کیبورد"ات چه خواهی نوشت ؟
چه خواهی کرد ؟
من شاید نوشتم "حیات", تو شاید نوشتی "فنا" !
او شاید بنویسد ...
دکمه ها شاید یکسانند, اما, اینچ صفحه ی پیش رویمان یکسان نیست !
هرکسی مقداری پیکسل را خواهد دید .

بعضی ها سرگرم نوشتن نوشتنی های یکروزه,
بعضی ها مشغول خاطره نویسی,
بعضی ها مشغول گپ, از نوع سفرهای خیالی,
بعضی ها اما, مشفول نوشتن و ثبت آنچه سالها دیگری نخواهد نوشت .

به راستی کیست که بنویسد, آنچه را مخترع این دستگاه خواست ؟؟

بوسه !

یکی از با شکوه ترین بوسه هایی که دیده ام,

بوسه ی "عبدالله نصرانی" بر دامن "راحله" است ...

سوره مُلک


سوره ملك، آغازين سوره جزء بيست و نهم قرآن كريم است. اين سوره از سوره‏هاى مكّى و داراى سى آيه مى‏باشد. نام ديگر اين سوره، «تبارك» است.
«مُلك» و «تبارك»، هر دو برگرفته از آيه اول است و به ترتيب به معناى «فرمانروايى» و «پر بركت» مى‏باشند.
محتواى اين سوره به طور كلى شامل سه محور زير است:
1. مباحثى در مورد مبدأ هستى، صفات خداوند، نظام شگفت‏انگيز خلقت، آفرينش هستى و انسان و ابزارهاى انسان براى شناخت.
2. بحث هايى درباره معاد، عذاب دوزخ و گفتگوى جهنميان در قيامت.
3. تهديد كافران و ظالمان به عذاب‏هاى دنيوى و اخروى.
در فضيلت اين سوره آمده است: قرائت اين سوره موجب نجات از عذاب قبر است.(1)

1) تفسيرنورالثقلين.

_____________________

ترجمه ی زیبای سوره مُلک در ادامه ی مطلب


ادامه نوشته

واقعه ی عظیم کربلا

 منتظران مهدی به گوش، حسین را منتظرانش کشتند !


به راستی ما از کربلا چقدر میدانیم ؟

اگر کنکور حسینی برگزار شود, رتبه ی ما چند رقمی خواهد بود ؟

تاسوعا ...

وقایع روز تاسوعا بطور خلاصه در ادامه مطلب



ادامه نوشته

سوره حاقه - آیات 25 تا 50

امروز بی مقدمه رفتم سراغ قرآن, و نتیجه اش این آیات بود . شاید بودنش اینجا حکمتی داشته باشه !


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

______

اما کسي که نامه اعمالش را به دست چپش بدهند مي‌گويد: «اي کاش هرگز نامه اعمالم را به من نمي‌دادند.
و نمي‌دانستم حساب من چيست!
اي کاش مرگم فرا مي‌رسيد!
مال و ثروتم هرگز مرا بي‌نياز نکرد،
قدرت من نيز از دست رفت!»
او را بگيريد و دربند و زنجيرش کنيد!
سپس او را در دوزخ بيفکنيد!
بعد او را به زنجيري که هفتاد ذراع است ببنديد؛
چرا که او هرگز به خداوند بزرگ ايمان نمي‌آورد،
و هرگز مردم را بر اطعام مستمندان تشويق نمي‌نمود؛
از اين رو امروز هم در اينجا يار مهرباني ندارد،
و نه طعامي، جز از چرک و خون!
غذايي که جز خطاکاران آن را نمي‌خورند!

سوگند به آنچه مي‌بينيد،

و آنچه نمي‌بينيد،
که اين قرآن گفتار رسول بزرگواري است،
و گفته شاعري نيست، اما کمتر ايمان مي‌آوريد!
و نه گفته کاهني، هر چند کمتر متذکر مي‌شويد!
کلامي است که از سوي پروردگار عالميان نازل شده است!

اگر او سخني دروغ بر ما مي‌بست،
ما او را با قدرت مي‌گرفتيم،
سپس رگ قلبش را قطع مي‌کرديم،
و هيچ کس از شما نمي‌توانست از (مجازات) او مانع شود!
و آن مسلما تذکري براي پرهيزگاران است!
و ما مي‌دانيم که بعضي از شما (آن را) تکذيب مي‌کنيد!
و آن مايه حسرت کافران است!

سفارش !!

سالها به دنبال طراح این طرح خاصّم, که سفارشی به او بسپارم, اما ...

ارزش...

به نظر شما,

ارزش آدما به چیه ؟
چیزی که هستن ؟
یا چیزی که دوس دارن باشن ؟
یا چیزی که میتونستن باشن ؟

ارتباط اینا با هم چیه ؟

آرامشِ مجانی !

شب,
با بدترین حال و سیاهترین افکار میخوابی,
و صبح که بیدار میشی, اثری از بدحالی دیشب پیدا نمیکنی . باید فکر کنی که دیشب چت بود .

خداوندا, تو در قرآن عزیزت گفتی که "ما شب را برای آرامش شما قرار دادیم",
پس چرا وقتی از خواب بیدار میشیم, از همه کس و همه چیز یاد میکنیم, به جز تو !؟
پس چرا وقتی باهات گپ میزنم خیلی حس خوبی دارم, ولی وقتی که دستور نماز دادی, به روی خودم نمیارم ؟
نمازی که واژگانش از قرآنه . قرآن عزیزت که واژگان اونو به جبرئیل, اون ملائکه ی مقرب درگاهت سپردی, تا از جانب تو برای یکی از شریفترین انسانهای روی زمین بیاره .
انسانی که سختی ها کشید ...

خداوندا, چرا مردم میگن دین از سیاست باید جدا باشه ؟ مگه تاحالا دین با سیاست آمیخته شده ؟؟؟
یعنی امام علی اشتباه کرد اون زمان ؟ یا ما هنوز نفهمیدیم که امام علی چه کار کرد ؟

خدا کی میشه که دین و سیاست با هم بشن ؟

خدایا, مدتهاست دنبال در توبه میگردم, لطفا راهنماییم کن که پیداش کنم, اینجا در زیاده !!

12angry men


آدمِ خوب

آدمِ خوب که میبینم حاااالم خوب میشه,

آدمِ خوب کم شده, کم میبینم .