حقیقتِ من !
من حاصل فراموشی تمام خواسته هایم هستم .
اتاقی در دل دارم، که پر است از آنچه می خواستم و نشد .
هر بار کلید آن را یکی میگرفت و چیزی در آن میگذاشت .
غریبه و آشنا ...
اشکال من این بود که،
دلم نمیخواست اتاق ناکامی های دل کسی پر بشود به دست من !
پس،
گذشتم، گذشتم، گذشتم،
ولی کسی گذشت نکرد .
عادت کرده ام به خودسوزی،
چون سوزاندن دیگران مرا بیشتر میرنجاند .
چقدر نمای زشتی دارد، اتاق ناکامی هایم ...
درش باز است،
چون رفت و آمد به آن خیلی زیاد است و هر چند وقت یکبار، چیزی جدید را با دستان خودم و کمک دیگران در آن میگذارم ....
همین می شود که به زندگی بدبینم ...
گاهی کبریت به دست میگیرم و میخواهم بسوزانم هر که جلو آمد،
ولی،
من اهل این درست شدن ها نیستم !!
اتاقی در دل دارم، که پر است از آنچه می خواستم و نشد .
هر بار کلید آن را یکی میگرفت و چیزی در آن میگذاشت .
غریبه و آشنا ...
اشکال من این بود که،
دلم نمیخواست اتاق ناکامی های دل کسی پر بشود به دست من !
پس،
گذشتم، گذشتم، گذشتم،
ولی کسی گذشت نکرد .
عادت کرده ام به خودسوزی،
چون سوزاندن دیگران مرا بیشتر میرنجاند .
چقدر نمای زشتی دارد، اتاق ناکامی هایم ...
درش باز است،
چون رفت و آمد به آن خیلی زیاد است و هر چند وقت یکبار، چیزی جدید را با دستان خودم و کمک دیگران در آن میگذارم ....
همین می شود که به زندگی بدبینم ...
گاهی کبریت به دست میگیرم و میخواهم بسوزانم هر که جلو آمد،
ولی،
من اهل این درست شدن ها نیستم !!
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۲/۰۹/۱۵ ساعت 3:50 توسط "متولد بهمن"
|
به انتظار نشستن بزرگترين خطای بشر است,