خواب دیشبم منو خیلی ترسونده .
خوب شروع شد, لذت داشت,
ولی به یکباره, همه چی به هم ریخت,
و این خوابم تجربه ای کاملا متفاوت بود, کاملا متفاوت .

40دقیقه مونده بود به اذان صبح .
لحظات پایانی خواب,
با وحشت,
گفتم "اعوذُ بالله"
بیدار شدم
و "من الشیطان الرجیم" رو در بیداری گفتم .

......

گوشیم رو برداشتم و پناه بردم به خدا و قرآن .
شاید خودم باورم نمیشد که روی سوره ی "صافات" توقف کردم و شروع به خوندنش کردم !
شگفت انگیز بود .
قلبم آروم گرفت .

و شاید به نتیجه ی خوابهای این چند شب رسیدم,
و اونا مقدمه ای بود برای دیدن این خواب !
و شاید این پایانی است برای ترک آن تفریط در خوردن و آشامیدن !

همه رو سوی خدا کنید,
اوست که می آفریند و می میراند,
و اوست که پاداش می دهد و عذاب میکند .
همه از خداییم و به سوی او می رویم .
شیطان به ما خواهد گفت,
که خدا وعده ی راست داد, و من وعده ی دروغ,
تو خود انتخاب کردی, و من خود از جهنمیانم,
و پیروانم همین عاقبت انتظارشان را می کشد ...

عهد کردم که هر روز یکبار سوره ی صافات رو بخونم,
مخصوصا چند آیه ی آغازینش رو .