ساده بگویم,
او که میمیرد, همه ی آنچه که هست و فقط در اوست را,
با خود به زیر خاک میبرد و به گودال فراموشی می سپارد .

و فقط او که اراده ی تغییر کرد است که ماندگار می ماند .
او که آنچه داشت را برای دیگران گفت,
و حتی برای خودش نوشت, خواند, نواخت, کشید و نقش زد .

و ماندگارترین, فرزندیست که تربیت می کنیم . هرچند بزرگترین ها در تاریخ همه فرزند نداشتند, و خود کسی بودند .

پس چه بهتر, که ما, هم کسی باشیم, هم فرزندانمان را کسی بار بیاوریم .

مهم شکستن سکوتها و در خود پیچیدنهاست . مهم اینست که به ماهیانی که تن به امواج داده اند, شنا کردن بر خلاف جریان آب را بیاموزی .
مهم اینست که, بگویی آنچه دیگری نگفت, و گفت و شنیده نشد, که بگویی و اگر شنیده نشد دیگری از تو شنیده باشد که باز بگوید . آنقدر بگوید, که گویندگانش زیاد شوند .

مهم,
تویی,
و خاص بودنت,
و بودنت .
همه ی انسان ها,
رمان و قصه ای دیگرند,
بعضی به آغاز نرسیده پایان میپذیرند,
بعضی در آغاز به پایان میرسند,
و بعضی شاهد آغاز ها و پایان های بسیارند .

مهم این است, که باشی . تغییر در بودن روی خواهد داد .
پس تا هستی, به فکر ماندگاری باش .

و پس از رفتن,
نام نیک است که سرمایه ی توست, خدا گفت .
و در آن نام نیک,
هزاران خیر است, که بعد میفهمی .

و همه سختیها, طعم ماندن دارند,
و ایستادگیست که ماندگارت میکند .

همه چیز را با خود به گودال نبریم ...