آی آدم ها,

چند لحظه به من گوش کنید,

رو سوی من آرید و دهید وقتی کم,

گر سود نگفتم بروید, زود فراموش کنید !


آدم ها,

هر رفتار و خصلتی که در وجود ما هست, با یه هدفی به ما داده شده . یکمی فکر کنید . مثل چی ؟
هر رفتاری که هست, هر علاقه ای, هر لذتی, هر دلبستگی, هر فکری, همه و همه برای هدفی وجود دارن . اما تا حالا فکر کردین که ما اونا رو چجوری به کار میبریم ؟؟

بذارید با مثال روشن توضیح بدم .

غریزه ی جنسی, که همراه با لذت مستی آوری هست, برای این وجود داره که اولا باعث ایجاد پیوندی میان دو جنس مختلف بشه و دوما باعث بقای نسل بشر بشه, و سوما در کنار اینا لذتی هم حاصل بشه که در ادامه ی اون آرامشی نصیب آدمی بشه .

اما ببینید ما این غریزه ی هدفمند رو کجاها به کار میبریم و به چه صورت شده ی ابزاری در دست افراد مختلف با نیت های مختلف برای کسب سود و جلب نظر این و اون !! ببینید که چطور افراط میکنیم و این مسائل رو در مسیر درستش قرار نمیدیم !!

همینطور هست "عشق" و علاقه و محبت به جنس مخالف .

میدونید که کل مسیر زندگی یه مقصد و یه هدفی داره . یعنی مثلا محبت به جنس مخالف برای این در وجود ما هست که زندگی زیبا تری رو داشته باشیم که " این زیبایی ما رو کمک کنه که هدف اصلی زندگی راحت تر برسیم " .
اما میدونید ما در این زمینه چجوری دچار افراط میشیم ؟؟

به این شکل که, همه ی وقت و فکر و ذهنمون رو میذاریم, که برسیم به یه نفر, و همه چیز و همه کس رو فدای این علاقه و عشق اساااااطیری میکنیم و از همه اهدافمون می مونیم . در واقع غرق جزئیات زندگی میشیم . اون عشق و علاقه همه چیز نیست, این تنها یه پله از پله هایی هست که بعد از رسیدن بهش میشه پله ها رو محکم تر بالا رفت تا به بهترین جایگاه رسید . اما خیلی ها همه ی هدف زندگیشون رو رسیدن به فلان شخص میبینن و تمام رفتارهاشون به خاطر اون تغییر میکنه . این نهایت ضرر تو این چند روز عمر هست ...

خشم و عصبانیت هم برای نوعی دفاع و هجوم به کسانی که امنیت رو مختل میکنن بوجود اومده . اما امروزه خشم و عصبانیت یجور تفریح شده و یجور قدرت نمایی . اینم افراط هست .

به همه ی رفتارهامون فکر کنیم, و مواظب باشیم که اگر دچار افراطیم باهاش مقابله کنیم و به تعادل برسیم تا کل زندگیمون متعادل بشه ...