چه پروازی ؟
چه حقی دارد و دارم ؟
یکی غرق است در خواب ناز،
یکی از درد و مهنت بی نیاز .
خیابان کوچه و پل ها،
میان ما،
همه یکسان،
ولی شبها،
به وقت خواب،
غم و دردِ دل آنها کجا و ؟
اشک و آه من کجا !
سیاه است شب، برای من،
ولی هر روز،
طلوع صبح،
برای او، شروعی است بر سیاهی ها .

تقدیم به تمام کسانی که کوهی از سختی را تحمل می کنند و شریک قابلی برایشان نیستم ...